دلم تنگه برای گریه کردن در ...!

اگه ما بزرگترا خیلی قویتر از کوچیکترا هستیم
اگه صاحب خیلی چیزا هستیم که کوچیکترا آرزوشو دارن
در عوض بچه ها چیزی رو دارن که ما نداریم
یعنی داریم ولی برای اینکه ازش استفاده کنیم
لازمه خودمونو کوچیک کنیم
میدونین اون چیز کوچولوی با ارزش چیه ؟
*آغوش گرم مادر*
همه کسایی که مادر دارن این نعمت رو هم دارن
ولی وقتی دلمون گرفته
وقتی از چیزی ناراحتیم
وقتی یه ترس وجودمون رو گرفته
وقتی ...
خجالت میکشیم که بریم در آغوش مادر
و گریه های بچه گونمونو سر بدیم ، اشک بریزیم ،زار زار گریه کنیم
آه ......!
چرا ؟ چرا اشکامونو فقط آیینه و تنهایی هامون میتونن ببینن ،
تازه اونایی که خیلی شهامت دارن جلوی مادر گریه کنن بی صداست...
نمی تونن زار بزنن
چرا؟
خوش به حال بچه ها !
نظر فراموش نشه
+ نوشته شده در شانزدهم خرداد 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد
|
